اميد غضنفر يكی از معدود فرهيختگان شهر ما است. كسی كه فرهيختگی را نه از روی تعارف بلكه دقيقا به معنای واقعی آن دارا میباشد. بدون ادعا و متواضع بصورت مستمر مینويسد و میسرايد و يا با خط زيبا و منحصربفردش و البته دوربين عكاسیش آثار هنری خاص خود را خلق میكند. اولين بار برای نمايشگاه عكس سيمها و سايهها و بعد برای كتاب سفر سنگ برای مصاحبه به سراغم آمد. اين مصاحبه هم برای هفتهنامه پيغام و سايت حوزه هنری انجام گرفت كه بخشی از آن را در اينجا میخوانيد.
* ا.غ : از نخستين دوربينهای عكاسی و فيلمبرداریتان بگوئيد و اولين آثارتان كه آغازگر فعاليت شما بود.
ا.ج : اولين دوربين عكاسیم دوربين لوبيتل برادرم بود. فيلم قطع متوسط استفاده میكرديم كه خيلی با كيفيت بود. اولين دوربين فيلمبرداری كه دست گرفتم دوربين 8 ميليمتری كانون بود كه فيلم 5/2 دقيقهای داشتند كه برای ظهور، فيلم را به آلمان میفرستاديم. تجربه عكسها و فيلمهای اول تجربه عجيب همراه با كشف و شهود دنيای بيكران تصاوير بود. ورود به قلمرو ناشناخته تصوير در آغاز فقط مبهوت شدن را به همراه داشت. البته بياد داشته باشيد كه آن زمان گرفتن و ديدن تصاوير عكس و فيلم مراحل مختلفی داشت كه امروزه تمام اين مراحل مقدماتی رسيدن به خلق يك اثر بواسطه پيشرفت تكنولوژی از بين رفته و دنيای رازآلود و اسطورهای خلق تصاوير جای خود را به انبوع تصاوير حاضر و آماده داد.
* ا.غ : شما كار با دوربين آنالوگ را ترجيح میدهيد يا ديجيتال.
ا.ج : آنالوگ به دنيای اسطورهها تعلق دارد و ديجيتال به دنيای امروزی. برای همين هم در كتاب سفر سنگ عكسهای آثار فرهنگ گذشته با آنالوگ كار شده و عكسهای زمان حال با ديجيتال. البته امروز تكنولوژی ديجيتال به جایی رسيده كه میتوان به راحتی فرهنگ اساطيری را به تصوير كشيد و ديگر نيازی به طی كردن مسير سير و سلوك رسيدن به خلق تصاوير آنالوگ نيست ولی هنوز هم عمق تصويری آنالوگ برای بيان بعضی از موضوعات مناسبتر است.
* ا.غ : در دوربينهای ديجيتال ضمن كاركردهای متنوع دوربين با امكانات فتوشاپ امكان ترميم و تصحيح تصوير وجود دارد. چگونه میتوان اصالت كار يك عكاس را در اين حوزه تعيين كرد و آيا با اين ويژگی دوربينها، باز هم میتوان تصاويری اين گونه را به عنوان يك اثر هنری و زائيدهی ذهن و خلاقيت عكاس تلقی كرد.
ا.ج : آنچه كه بعد از اختراع دوربين عكاسی برای هنر نقاشی رخ داد در حال حاضر با ورود ديجيتال برای خود هنر عكاسی بوجود آمده است. ورود ابزارهای جديد لازمه و ضرورت دنيای امروز است. اگر در سال 1839 دوربين عكاسی اختراع میشود بخاطر شرايط اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی جديد آن زمان است. انسان در آستانه ورود به دنيای مدرن نيازمند ثبت تصاوير بود. قبل از آن نقاشی اين رسالت را بر عهده داشت. ورود عكس، باعث بالندگی بيشتر هنر نقاشی هم شد. انسان امروزی هم نيازمند ثبت تصاوير با سرعت و امكان انتقال سريع به مخاطب انبوع است و آنالوگ توان جوابگویی به اين نياز را نداشت. جدا از مسائل تكنيكی مسائل اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی نيز در ورود ديجيتال و گسترش روزافزون آن دخيل است. در اين ميان عكاسی ابعاد بسيار وسيعتری يافته و همين باعث ورود افراد بسيار بيشتری به سمت هنر عكاسی گرديده است. اين اتفاق خوبی است چرا كه باعث همگانی شدن دنيای تصاوير و با سوادتر شدن مخاطب شده است. تنها ثبت تصوير مهم نيست بلكه خوانش و ديدن درست تصاوير هم مهم است. داشتن مخاطب با سواد بصری بالا برای هر هنرمندی غنيمت است. دوربين دقيقا به مانند قلم نويسنده است. نوشتن نيازمند سواد نوشتاری است و ثبت تصوير نيازمند سواد بصری است. اصالت كار يك عكاس از سویی به شيوه استفاده از اين سواد بصری بستگی دارد كه سبك هنری او را شكل میدهد و از سوی ديگر و البته مهمتر به تفكری است كه به مخاطب انتقال میدهد. آنچه كه به يك نويسنده تشخص و هويت میدهد، حرفی است كه میزند و مفهومی است كه به مخاطب انتقال میدهد و نويسنده با سوادتر توانایی بيشتری در اتقال تفكرش دارد. در دنيای تصوير هم دقيقا همين مسئله صدق میكند. هنرمند عكاس و يا فيلمساز به صرف خلق تصوير امتيازی نمیيابد. آنچه كار او را در بين انبوع تصاوير خلق شده امروزی برجسته میكند تفكری است كه به مخاطب انتقال میدهد.
* ا.غ : عكاسانی هستند كه ضمن در اختيار داشتن دوربين و ابزار جانبی حرفهیی و شناخت نسبت به اصول و مبانی عكاسی، زاويه ديد و نگاهشان به طبيعت، انسان، مفاهيم اجتماعی و عناصر هستی كاملا كليشهای و تحت تأثير از نوع نگاه و آثار ديگران است. آيا میتوان امتياز ويژهای را برای اين طيف از عكاسان و آثارشان قائل شد. آثاری كه شايد صرفا از لحاظ فنی قابل تأمل باشد، يا از وجه زيباییشناسی كه مخاطب را صرفا لحظاتی درگير كند اما تأثير دائمی در پی ندارد.
ا.ج : حضور و وجود اين نوع آثار و عكاسان لازم است. همانطور كه در دنيای نوشتار سطوح مختلفی برای انواع نويسندهها وجود دارد. مثال راحتتر اين طبقهبندی را در سينما میبينيم. استفاده تجاری و كليشهای فيلمهای درجه 2 هاليودی و باليودی كه از نظر تكنيك در حد بالایی هستند ولی هيچ ماندگاری ندارند، در كنار سينمای متفكر آمريكا و بخشی از توليدات فاخر اروپایی. هركدام از اين فيلمها مخاطب خاص خود را دارند. عكاسی هم به مانند ديگر رسانهها همين ويژگی را داراست.
* ا.غ : عكاسی بوشهر در چه جايگاهی قرار دارد و عكاسان هنری بوشهر چطور میتوانند در سطح بالاتری قرار بگيرند.
ا.ج : ريشههای عكاسی بوشهر قوی و قديمی است ولی در حال حاضر دو مشكل اساسی داريم. يكی غرق شدن عكاس در دنيای عكاسی و عدم توجه به ديگر عرصههای فرهنگی و مهمتر از آن عدم ارتباط عكاسان بوشهری با آثار خلق شده فرهنگی ديگر نقاط كشور، خصوصا پايتخت است. اين ارتباط كه البته تا حدی با اينترنت امكان پذير است، بدليل عدم حضور خود عكاس در مجامع فرهنگی هنری باعث كشيدن پيلهای بدور خود و نديدن دنيای پيرامون میشود. عدم آشنایی با تجربههای ديگران موجب عقبماندگی و تكرار كليشههای تجربه شده ديگران میشود. با اين دو آفت عكاس هرچه هم از نظر تكنيكی رشد داشته باشد، به مانند نويسندهای است كه توان بالایی در نوشتن دارد ولی به دليل نداشتن تفكر و جهانبينی خاص خود در سطح باقی میماند. عكاس برای جدا شدن از اين سطح و رسيدن به عمق میبايست ورای دنيای عكس و عكاسی برود. خواندن يك داستان خوب، شنيدن موسيقی عالی، ديدن يك نمايشگاه نقاشی، مجسمهسازی و يا هر هنر ديگر، سفر و آشنایی با فرهنگهای مختلف و در نهايت پيدا كردن دغدغههای شخصی خود كمك زيادی به عكاس برای پيدا كردن نگاه عميق به مسائل و مفاهيم میكند.
* ا.غ : مجموعه عكس نخست شما با نام سيراف در سال 1384 منتشر شد. با ذكر تاريخچه اجمالی از سيراف و اهميت اين منطقه از لحاظ تاريخی، از مجموعه عكستان بگوئيد و ضرورت ثبت اين تصاوير.
ا.ج : بندر باستانی سيراف تنها اثری در استان بود كه قابليت ثبت جهانی داشت. متأسفانه اين بندر در نزديكی منطقه عسلويه قرار گرفته و همين مسئله باعث رونق ساخت ساز خانههای مسكونی بر روی آثار تاريخی ارزشمند آنجا گرديده است. اگر به درستی و در زمان مناسب اين بندر باستانی نجات میيافت، با توجه به طبيعت بینظير آنجا، همنشينی جذاب ساحل دريا، كوه و عظمت آثار تاريخی میتوانست توريستهای فراوانی را جذب خود كند. اين بندر با چنين پتانسيلی میتوانست تا صدها سال درآمدزایی بالایی را برای مردم آن منطقه به همراه داشته باشد. متأسفانه بدليل نداشتن آيندهنگری آثار سيراف سال به سال بيشتر تخريب میشود و بدليل همين ساخت سازها قابليت ثبت جهانی آن هم از دست رفته است. ساليان درازی از سيراف عكاسی كردهام با اين حال آنچنان آثار تاريخی اين بندر عظيم است كه هر بار نقطه جديدی كشف میكنم. كتاب مجموعه عكس سيراف به همت بنياد ايرانشناسی چاپ شد و شايد تا چند دهه ديگر فقط همين عكسها از سيراف باقی بماند.
* ا.غ : مجموعه بعدی شما سفر سنگ روايتی از نقش و حضور سنگ در فضای زيست مردمان بوشهر است. در گفت و گویی با دستاندركاران نصير و صاحبنظران حوزه عكاسی، توضيحات كاملی پيرامون اين تصاوير ارائه داديد و مواردی را درباره چرایی چينش عكسهایی چون كودك افغانی و تعزيه در كنار تصاوير بافت قديم مطرح كرديد. حال ضمن واگويه اجمالی آن توضيحات، اشارهیی هم به آثار سنگی يافت شده در بوشهر داشته باشيد.
ا.ج : سالها شاهد تخريب مدام بافت قديم بوشهر بودم و از اينكه كاری از دستم بر نمیآمد، عصبانی بودم. نمايشگاه عكس سيمها و سايهها حاصل اين عصبانيت بود. نمايشگاهی كه با كمك خود تو انعكاس خوبی داشت. اين عكسها در نهايت مرگ بافت را نشان میدادند و بخش پايانی كتاب سفر سنگ از اينجا شكل گرفت. كتاب سفر سنگ، روايت داستانی تخيلی است. داستانی كه از چينش عكسهایی مستند شكل گرفته. سنگهای مرجانی اصلیترين مصالح بناهای بافت قديم بوده است. در مجموعه عكس سفر سنگ، سنگها نمادی از فرهنگ جنوب هستند. از بين رفتن بافت قديم در واقع نابودی اين فرهنگ غنی است. سفر سنگ روايتگر تولد، زندگی و مرگ اين فرهنگ است. بوشهر بدليل بندر بودن در تمامی طول تاريخ دروازه ورود فرهنگها و تمدنهای مختلف بوده. حفاریهای باستانشناسی در گورستان شغاب نشان از حضور اقوام مختلف با فرهنگها و مذاهب مختلف در اين نقطه از شهرمان داشت. خود بافت قديم پذيرای چندين فرهنگ و مذهب مختلف در كنار هم بوده است. آنچه كه در چينش عكسها مد نظرم بود جدا از جنبه داستانی روايت، برجسته كردن همين تنوع فرهنگی است. كتاب سفر سنگ كتابی تاريخی نيست، هرچند از عكسهای مستند برای روايت داستانش استفاده شده ولی داستانگویی هدف اصلی است. به همين دليل هم تعزيه روستای زيارت در دل اين داستان قرار میگيرد. چون تعزيه اين روستا همچون بافت قديم بوشهر هر دو نمادی از يك فرهنگ عظيم سنتی هستند. سنتی كه نابود شده ولی نشانههای اندكی از آن در تعزيه اين روستا و يا در تك بناهایی از بافت ديده میشود.
* ا.غ : شما فيلمهایی كار كردهايد با موضوع تعزيه؛ در اين روند چه تفاوت و ويژگیهایی در تعزيههای مناطق مختلف استان مشاهده كردهايد.
ا.ج : تعزيه نشانهای از انسان اسطورهای است و در مناطقی كه انسان سنتی هنوز زندگی میكند، تعزيه اصيلتری اجرا میشود. به همين دليل تعزيه در روستاها از اصالت بيشتری برخوردار است. تعزيه در شهرها فقط اجرای يك نمايش است كه توسط بازيگران اجرا میشود؛ ولی در روستاها تعزيه يك آيين سنتی است و توسط افراد سنتی هم اجرا میشود. تعزيه در روستای زيارت يا درودگاه جزئی از زندگی ساكنان آنجا است و اجرای آن برای نمايش دادن نيست. به همين دليل هم در كتاب سفر سنگ تعزيه بوشهر را نمیبينيم. چون تعزيه بوشهر به انسان امروزی تعلق دارد.
* ا.غ : برنامههای آينده در دو حوزه فيلم و عكس.
ا.ج : فيلمسازی مستند را چند سالی است كه كنار گذاشتهام. دو كتاب آثار تاريخی استان بوشهر و تعزيه درودگاه را آماده چاپ دارم و چاپ دوم كتاب سيراف كه البته فعلا اسپانسری برای تقبل هزينههای چاپ اين كتابها پيدا نكردم.
* ا.غ : با توجه به حضورتان در سازمان ميراث فرهنگی، روند تخريب بافت و عمارتهایی با قدمت تاريخی كه بعضا در فهرست آثار ملی ثبت شدهاند را چگونه ارزيابی میكنيد.
ا.ج : بعد از حدود بيست سال كار به اين نتيجه رسيدهام كه تنها كاری كه ما میبايست برای حفظ آثارمان انجام میداديم، فرهنگسازی است. بالا بردن سطح فرهنگی جامعه موجب میشد خود مردم با حساسيت و دلسوزی از آثارشان حفاظت كنند. وقتی ارزش و فرهنگ غنی درون اين آثار را به مردم انتقال دهيم مطمئنا اين آثار بدون كمك دولت هم حفظ میشد. اين فرهنگسازی كار سخت و زمانبری است. میبايست از مقطع دبستان شروع كرد و در تمام زمينههای فرهنگی و اجتماعی و حتی اقتصادی زيرساختهای آنرا بوجود آورد.
* ا.غ : كلام آخر.
ا.ج : تشكر از شخص شما. كسی كه با حساسيت زياد و هميشگی رسالت خود را برای حفظ آثار مادی و معنوی سرزمينش به خوبی انجام داده. قلم و هنر شما يكی از نمونههای فرهنگسازی است كه اميدوارم در آينده تأثيرات آنرا ببينيم.