نشست ادبی
نشست ادبی نقد و بررسی کتاب فرهنگ داستان نویسی بوشهر
اطلاعات لازم در هر دو تصویر بالا نوشته شده و ضمنا طراحی زیبای این دو پوستر و کارت دعوت توسط هنرمند گرافیست خانم ندا کلبعلی اجرا گردیده است.
وب نوشتههای اسماعيل جاشويی
نشست ادبی نقد و بررسی کتاب فرهنگ داستان نویسی بوشهر
اطلاعات لازم در هر دو تصویر بالا نوشته شده و ضمنا طراحی زیبای این دو پوستر و کارت دعوت توسط هنرمند گرافیست خانم ندا کلبعلی اجرا گردیده است.
بابک احمدی
ريشههای فرهنگی تصوير و نوشتار
وقتی برای اولين بار در اواخر دهه 60 فيلمهای تاركوفسكی را در جشنواره فيلم فجر ديديم مبهوت تصاويری ناب شديم. آن زمان هنوز مجله فيلم در دوران طلایی خود بسر میبرد و كسانی مثل مجيد اسلامی و بابك احمدی از آن جدا نشده بودند. نقدها و يا بهتر گفته باشيم مكالمات فلسفی بابك احمدی در ميان معدود نوشتههای مجله فيلم تنها راهگشای ما برای ارتباط با اين فيلمها بودند. بعدها فيلمهای پاراجانف و ... يكی يكی سر رسيدند ولی ديگر بابك احمدی از دنيای مطبوعات بيرون آمده بود و كسی نبود نگاه ما را در مواجهه با چنين تصاويری سامان دهد، جای خالی او هيچ وقت پر نشد.
از آن زمان به بعد بابك احمدی به چاپ كتابهای خود روی آورد و ما كه نمیتوانستيم به منابع اصلی فلسفه روز دنيا دسترسی داشته باشيم، كتابهای او برايمان دروازه شگفتیهای جديد چند دهه اخير دنيا بودند. بابك احمدی يك مترجم صرف نيست. او خود فيلسوفی تمام عيار است و نام او در همه كتابهايش به درستی بعنوان مؤلف ذكر شده و اين نگاه مؤلف گونه را وقتی بيشتر درك میكنيم كه آنها را با ترجمههای سريال گونه ديگران مقايسه میكنيم.
دو كتاب «ساختار و تأويل متن» و «از نشانههای تصويری تا متن» بابك احمدی در اين ميان از ويژگی خاصی برخوردارند. اين دو كتاب شالودههای تفكر جديد ما را شكل دادند و برای اولين بار نام و فلسفه بزرگانی همچون ياكوبسن، باختين، فوكو، بارت، دريدا و بسياری ديگر را به جامعه ما شناساند. البته شايد بصورت پراكنده از بعضی از اين فيلسوفان آثاری به فارسی ترجمه شده بود ولی به اين شكل منسجم و مؤلف گونه بابك احمدی سابقه نداشت.
ساختارگرايان روسی در اوايل دهه 1920 ميلادی از يك سو و نشانهشناسان و زبانشناسان آلمانی و فرانسوی از سوی ديگر اندشههای فلسفی عميقی را شكل دادند. انديشههایی كه برای فهم جهان مدرن در حال شكلگيری ضرورتی انكار ناپذير بود. اندشههای اين فيلسوفان جدا از دنيای نظريهپردازی و پرسش و پاسخ فلسفی تأثيرات عميقی در علوم اجتماعی، روانشناسی و خصوصاْ دنيای هنر و ادبيات داشت. اساس فكری آنان كه دلالت و ارتباط را منشأ فرهنگ میدانستند باعث شد بيشترين استفاده و كاركرد نظريات فلسفی آنان را در توليد و فهم آثار هنری ببينيم. در ميان تمامی كتابهایی كه در اين سالها از اين بزرگان ديدهايم، كتاب «اين يك چپق نيست» ميشل فوكو با ترجمه خوب مانی حقيقی و كتاب «اتاق روشن» رولان بارت با ترجمه عالی فرشيد آذرنگ كه در خصوص فهم هنر نقاشی و عكاسی هستند از مهمترين آثار اين فيلسوفان در عرصه سخن است. تلاش برای ارتباط با يك تابلو نقاسی رنه ماگريت از منظر نشانهشناسانه ميشل فوكو در اين كتاب خود تبديل به يك اثر هنری ممتاز شده و همانند كتاب اتاق روشن رولان بارت از حاصل برخورد نگاه اين دو فيلسوف (بعنوان مخاطب) با آثار هنری، ادبيات خاص و منحصربفردی شكل میگيرد و اين از نگاه فلسفه ورود به مرحله تازهای از سخن يا همان هرمنوتيك مدرن است. اين نگاه فلسفی به هنر تصويری و ادبيات يا بصورت كلیتر همان تصوير و زبان را در تمام فيلسوفان قرن بيستم از جمله آدرنو و ويتگنشتاين میبينيم. ريشههای مشترك تصوير و خط نوشتاری در سرآغاز پيدايش خط (خط تصويری) به ريشههای عميقتری در فرهنگ از منظر زبانشناسی ويتگنشتاين و يا نشانهشناسی رولان بارت برمیگردد.

آندره تارکوفسکی
شناخت ما از اين مباحث مهم فرهنگی لازمه ضروری زندگی در عصر معاصر است. بدون اين شناخت بمانند همان تماشاگر بیسوادی میشويم كه در مقابل تصاوير فيلمهای تاركوفسكی و يا نقاشیهای رنه ماگريت و عكسهای رابرت فرانك هاج و واج میماند و بدون هرگونه دركی از آثار آنان يا مغلوب قدرت اين آثار شده و يا با پاك نمودن صورت مسئله منكر هر گونه هنری در آن میشود. در هر دو حالت از مكالمه مخاطب و اثر هيچ سودی نمیبريم و همچنان در وادی هنر چه از نظر توليد و يا فهم و مكالمه با اثر هنری چند سده از دنيا عقبيم. اين در حالی است كه با عدم ارتباط با هنر روز دنيا و ادبيات و فلسفه ترجمهای خود به خود چند دههای عقب هستيم.

آبشار رودفاریاب
فاریاب و اسفار کاتبان ابوتراب خسروی
رمان «اسفار كاتبان» ابوتراب خسروی يكی از بهترين كتابهای ادبيات داستانی است كه جايزه مهرگان سال 1379 را نيز برده ولی نه برای اين جايزه و نه برای نثر و قلم قدرتمند و بیمانند خسروی است كه اين مطلب را مینويسم. اسفار كاتبان از معدود كتابهایی است كه با تمام جزئيات در ذهن مخاطب باقی میماند و گذشت زمان نه تنها باعث كم رنگ شدن تأثير آن نمیشود بلكه نوستالژی آن قویتر هم میشود.
در وبگردی ادبی چند روز قبل به ميزگرد سه تن از بزرگان اهل قلم ايران در خصوص يك رمان برخوردم. زمان برپایی اين ميزگرد بسيار آموزنده به چند سال قبل برمیگردد ولی نكته مهمی كه توسط يكی از اين بزرگان (منيرو روانیپور) مطرح شد بحث مكان در ادبيات داستانی و اهميت زياد آن در ساختار يك داستان بود. مكان و جغرافيای داستان يا اگر بخواهيم بهتر گفته باشيم يكی از عناصر چهارگانه چيدمان (ستينگ) جزئی از شناسنامه داستان است و ظرافت استفاده از آن را در آثار نويسندگان بزرگمان میبينيم.
اشارهام به اسفار كاتبان در اين نوشته يادآوری مكانی بنام «فارياب» و معرفی محوطه ارزشمند باستانی «تنگ ارم» در نزديكی اين مكان در شهرستان دشتستان استان بوشهر است. دقيقاْ نمیدانم نحوه آشنایی ابوتراب خسروی با منطقه فارياب به چه صورت بوده و آيا نام اين مكان در كتاب میتواند دلايل ديگری هم داشته باشد يا نه ولی شواهد زيادی بر يكسان بودن اين دو مكان واقعی و داستانی گواهی میدهد.
كسانی كه از نزديك فارياب و رود جاری در آن مكان يا همان رودفارياب و محوطه باستانی تنگ ارم را در نزديكی آن ديده باشند، دلايل اصلی نام بردن فارياب در اسفار كاتبان را میفهمند. فضای سرسبز حواشی رود و آبشار زيبای آن در دل كوهستانی خشك و سوزان بواقع همان معجزه قديس رمان اسفار كاتبان را بيادمان میآورد. آثار شهر بزرگ باستانی تمدن ساسانی در حومه شهر تنگ ارم و همين رود و آبادانی اطراف آن در دستان و قلم ابوتراب خسروی با هنرمندی شگرفی تبديل به مكانی داستانی گرديده كه تمام روح باستانی فارياب واقعی را در درون خود جای داده است بدون اينكه ذرهای از واقعيت ظاهری آن را در داستان ببينيم. تأثيرات محيط زيست و آثار باستانی فارياب در روايت هزارتوی اسفار كاتبان ريشههای عميق خود را داراست و نويسنده با روايتی بینظير زمان و مكان داستانی خود را با عبور از لايههای تاريخ به زيبایی طبيعت شگفت انگيز رودفارياب به ما عرضه میكند. بخوبی میدانم قلم ابوتراب خسروی در اين رمان دارای ريشههای بيشمار ديگری است كه اشاره به آنها در تخصص من نيست ولی از نگاه يك عكاس اهل بوشهر ريشهيابی مكان فارياب در ذهن و قلم نويسنده از اهميت خاصی برخوردار بود.
متأسفانه امسال بدليل كم آبی آبشار زيبای رودفارياب خشك شده است، مسئلهای كه در طول اين سالها سابقه نداشته است. شايد بمانند رمان اسفار كاتبان نيازمند قديسی هستيم كه دوباره معجزه كند و زندگی را به مردمان برگرداند.
بدون ارتباط ۱ : عکاسانی که به اینجا سر می زنند حتما پست ۱۳ مرداد وبلاگ حسن سربخشیان را ببینند (جشنواره فیروزه). جشنواره متفاوتی است.
بدون ارتباط ۲ : تدریس نوع خاصی از عکاسی را برای جمع کوچکی از علاقمندان شروع کرده ام. اگر اهل قلم (شعر یا داستان) و یا عکاسی هستید که می خواهد تجربه جدیدی از ترکیب تصویر و نوشتار را شروع کند، ایمیل بزنید.
فرشید جان احمدیان
كتاب فرهنگ داستان نويسی بوشهر از نگاه يك عكاس
نگاه يك اهل قلم به نمايشگاه عكس ماشين نوشتههای حميد مؤذنی برای ما جماعت عكاس بسيار ارزشمند بود و جای خالی چنين اشاراتی را در عرصه اينترنت و مطبوعات استان ما گوشزد نمود و البته بیسوادی جماعت عكاس را كه هيچ قلمی، چه مثبت چه منفی بر اين نمايشگاه عكس به ثبت نرساند، بخوبی عيان ساخت. وحالا يك عكاس قصد نگاه كردن به كتاب فرهنگ داستان نويسی بوشهر دارد. اين نگاه غير تخصصی نه در نفی و نه در اثبات اين كتاب است بلكه فقط اشارتی است مختصر به جای خالی چنين كتابهایی در عرصه فرهنگ استان و مهمتر از آن ارزشهای قلم فرشيد جان احمديان در باشكوهترين تبلور فرهنگی مردمان خطه جنوب يعنی داستان نويسی است.
گاهی اوقات شوكهای فرهنگی عجيبی به انسان وارد میشود. چنين شوكی را يكی دو سال قبل فيلمساز برجسته ايران خسرو سينایی با ساخت فيلم «گفتگو با سايه» به عرصه فرهنگی ايران وارد كرد. خسرو سينایی هنرمندی بزرگ با سابقه طولانی در توليد آثار ارزشمند سينمای داستانی و مستند است ولی فيلم «گفتگو با سايه» هجويهای است بر زندگی صادق هدايت. ديدن رنجآور اين فيلم در سالن مجتمع فرهنگی ارشاد بوشهر موجب نوشتن مطلبی همراه با عصبانيت گرديد كه برای چاپ به هفته نامه نصير سپردم و خدا را شكر كه اين مطلب چاپ نشد و به جای آن نوشته بسيار عالی فرشيد جان احمديان در نقد اين فيلم زينت بخش نصير گرديد. نوشتهای مستدل و منطقی در نشان دادن ضعفهای بيشمار فيلم و مهمتر از آن روشنگری عالمانه نسبت به تهمتهایی كه به آثار و شخصيت صادق هدايت وارد شده بود. با خواندن اين نوشته و مقايسه آن با مطلب سراسر احساسی خودم به قدرت قلم جان احمديان پی بردم. نگاه فوقالعاده تخصصی جان احمديان را در ديگر نوشتههای او نيز ديده بودم، تحليل او بر سبك نوشتاری صادق چوبك بی اغراق در سطح ايران اگر خست بخرج دهيم و نگويم بینظير ولی مطمئناْ كم نظير است.
چاپ كتاب فرهنگ داستان نويسی بوشهر در فضای كنونی جامعه ما غنيمت ارزشمندی است برای جماعت بیسواد و كم سواد ما كه از ميراث باشكوه برجای مانده از داستان نويسان بزرگی همچون رسول پرويزی، صادق چوبك، منيرو روانیپور و محمد رضا صفدری نه تنها چيزی نخوانده بلكه حتی نام اين قلههای ادب خطه جنوب را نشنيده است، بماند نام ديگرانی كه در تاريخ گذشته و حتی معاصر ما گم شدهاند.
مقدمه مختصر ولی بسيار مهم اين كتاب از دو منظر ادبی و تاريخی حاوی نكات و مؤلفههای اصلی شكل گيری جريان داستان نويسی است و سير تحولی آنرا در نهايت ايجاز به ما نشان میدهد. جان احمديان از ريشههای اجتماعی و فرهنگی شهر بوشهر نيز، از ورود روزنامههای انگليسی و هندی تا انتشار اولين روزنامه اين شهر در كنار تأثير مدرسه سعادت و تمامی اهل قلم آن دوران غافل نبوده است. ريشهيابی قلم بدستان داستان نويس بوشهر تا اشاره به نشريات مدرسهای آن دوران كه بزرگان عرصه قلم بعدی در ابتدای راه در آنها مینوشتند، نشان بررسی دقيق و همه جانبه تمامی زوايای پنهان در تاريخ را توسط اين پژوهشگر میدهد. پژوهشی كه در سطر سطر آن عشق به داستان نويسی را میتوان ديد. كتاب در بخش اصلی با معرفی زندگینامه و آثار چاپ شده نويسندگان و سپس با تحليل مختصر عناصر برجسته داستانهای هر كتاب سعی در آشنا نمودن مخاطب با ويژگیهای قلم هر نويسنده دارد. جان احمديان سعی نموده در كمال ايجاز آثار داستان نويسان را بررسی و معرفی نمايد و البته اين ايجاز در مورد بزرگان عرصه داستان نويسی ايران همچون صادق چوبك، منيرو روانیپور و محمد رضا صفدری هم اعمال شده كه ايكاش بررسی آثار اين سه بزرگ در فصل جداگانه و حجم بيشتری انجام میشد.
احساسم هنگام نوشتن مطلبی در مورد فيلم «گفتگو با سايه» هر چند همراه با عصبانيت بود ولی احساس صحيحی بود كه درستی مستدل، منطقی و بدون احساس آنرا در نوشته جان احمديان ديدم. اميدوارم اين نگاه به كتاب فرهنگ داستان نويسی بوشهر هم اگر چه احساسی است ولی در اصل موضوع كه ارزشمند بودن اين كتاب است به بیراهه نرفته باشد.
* فرهنگ داستان نویسی بوشهر. فرشید جان احمدیان. انتشارات شروع.چاپ اول. پائیز ۱۳۸۶

ساحل سیراف
سه برادر: سیراف، نایبند، عسلویه
بندر باستانی سيراف و منطقه حفاظت شده نايبند در مجاورت منطقه انرژی پارس جنوبی قرار دارند. سه قطب بزرگ انرژی، تاريخ و محيط زيست در كنار هم جای گرفتهاند. هر سه اين مناطق میتوانند سرمنشاء تحولات عظيمی باشند ولی ميان اين سه برادر تبعيض قائل شده و انرژی پارس جنوبی با تزريق منابع مالی فراوان از رشد چشمگيری نسبت به دو برادر ديگر برخوردار گرديده است. دلايل اين تبعيض شايد در ظاهر منطقی جلوه كند. كشور قطر كه در منابع گازی پارس جنوبی با كشور ما شريك است با سرمايه گذاری زياد توانسته گوی سبقت در استخراج گاز را از ما بربايد و اين مسئله باعث شده تمام توجه دولت مردان به جبران عقب ماندگی در افزايش توليد گاز اين منطقه شود. اين توجه زياد و البته منطقی میتواند بسيار مثبت تلقی شود ولی نه به قيمت فراموش كردن دو منطقه بسيار با ارزش ديگر.
برخلاف تصور عمومی انسانهای روزگار گذشته در خيلی از موارد نسبت به نسل علمی امروزه دنيا از دقت و ظرافت بینظيری برخوردار بودند. اگر به مقايسه آثار بجای مانده از دوران اوج تمدنهای گذشته با آثار مشابه زمان حال بپردازيم متوجه اين نكته میشويم. مثلاْ معماری دوران هخامنشی، ساسانی، صفويه و قاجار را با معماری امروزی مقايسه كنيد. در شهر خودمان بوشهر سبك منحصربفرد معماری بافت قديم (در روزگار اوج خودش در دروه قاجاريه) را با معماری بیهويت امروزی؛ در استان فارس تخت جمشيد و پاسارگاد و در اصفهان عمارتهای ميدان نقش جهان و بسياری از آثار بینظيری كه در نقطه به نقطه كشورمان پراكندهاند همگی حكايت از برتری فهم و شعور معماران آن دوران نسبت به همتايان خودشان در زمان حال میباشند. البته اين مقايسه خاص يك رشته علمی- هنری است و شامل همه وجوه زندگی انسانهای گذشته و حال نمیشود ولی نبايست فراموش كنيم معماری هر دوره تاريخی چكيدهای از علم و صنعت و هنر آن دوران است و خودمان را هم گول نزنيم كه وضعيت حال حاضر زندگی ما در ايران از هر نظر در پائينترين سيكل تمدن قرار دارد. اگر تمدنهای هخامنشی و ساسانی در قبل از اسلام و صفويه در بعد اسلام را دوران اوج تمدن ايرانی بدانيم و اين اوجها را بالاترين نقاط سيكل فرض كنيم در مابقی زمانها و دوران تاريخی با كمی نوسان در سراشيبی اين سيكل قرار داشتهايم. وضعيتی كه در حال حاضر هم تكرار شده است.
يكی از اصلیترين عناصری كه در اوج گرفتن هر تمدنی تأثير مستقيم داشته، توجه به ميراث بجای مانده از گذشتگان هر سرزمينی است. اين توجه باعث رشد صحيح و شكوفایی نهایی آن تمدن میگردد. نگاه كشورهای پيشرفته امروزی به آثار مادی و معنوی فرهنگ گذشتگانشان و اهميت فوقالعادهای كه به اين ميراث گرانبها میدهند نشانگر شناخت آنان از ميزان تأثير گذاری اين توجه در فرآيند توسعه كشورشان است.
ديدن مطلبی با عنوان معمای سيراف در خبرگزاری ميراث فرهنگی مرا به ياد كنگره بينلمللی سيراف و يكی از ارزشمندترين *مقالات ارائه شده در آن انداخت، تحقيقات علمی سيد محیالدين جعفری، سهيل مهاجری و فرهاد فخری در خصوص استحصال آب و كشاورزی سيراف. آب شيرين در هر نقطهای مهمترين عامل شكل دهنده تمدنهای گذشته بوده و در سرزمين ايران نيز بدليل كم آبی اين مسئله شدت بيشتری داشته است و حتی نزد ساسانيان آب مقدس بوده و خوب كه دقت میكنيم از تعداد و ويژگیهای منحصربفرد سازههای آبی ساخته شده در دوره ساسانی شگفتزده میشويم. بندر باستانی سيراف توسط تمدن ساسانی بنيان گذاشته شد و تا دوره آل بويه بيش از 4 قرن بزرگترين بندر سواحل شمالی خليج فارس محسوب میگرديد. مردمان روزگار ساسانی با انتخاب مكان بندر سيراف در وحله اول سنگ بنا اين بندر را با دقت و درستی انجام میدهند. عمق زياد آب دريا در ساحل اين بندر كشتیهای بزرگ چوبی را كه از آفريقا، هند، چين و همه بنادر مهم آن روزگار میرسيدند براحتی در آغوش خود جای میداد ولی عنصر مهمتر و اصلی پهلوگيری كشتیها در اين بندر همان وجود منابع زياد آب شيرين بود.

حوضچه های آب
ويژگی جغرافيایی سيراف قرار داشتن بر دامنه كوهستانی است، چنان كه دريا و كوه از دو طرف اين بندر را در بر گرفتهاند. مردمان متمدن ساسانی در نهايت علم و هنر زمان خود توانستند بزرگترين ذخيرهگاه آب شيرين را در دامنه همين كوه ايجاد نمايند. صنعت و ظرافت هنرمندانه بكار رفته در ساخت اين بزرگترين (بدون كوچكترين اغراق) ذخيرهگاه آب دنيا هنوز هم بینظير است. در تمامی سفرنامههای بر جای مانده از قرون 4 و 5 (ه.ق) به بارگيری اين آب كه در آن روزگار بسيار حياتی و كمياب بود اشاره شده است و نه تنها كشتیها برای تجارت كالاها به اين بندر میآمدند بلكه سيراف بندر ترانزيتی هم بود كه كشتیها در مسير طولانی خود تا رسيدن به مقصد اصلی برای بارگيری آب شيرين در آن توقف میكردند. ساسانيان برای ذخيره كردن آب شيرين از روشی منحصربفرد و كاملاْ منطبق بر شرايط جغرافيایی منطقه استفاده نمودند. آنها با تراشيدن سطح شيبدار دامنه كوه در سطح بسيار گسترده و حفر حوضچههایی مربع مستطيل با عمق متوسط نيم متر به تعداد بيشمار (بيش از 5000 حوضچه) توانستند آب باران را كه معمولاْ در طول سال بندرت ولی با حجم و سرعت زياد میباريد، مهار كنند. بخوبی میدانيم ساسانيان با ساخت سد آشنایی داشتند و نمونه آنرا در مناطق مختلف ديدهايم ولی اين شيوه ذخيره آب را در هيچ جایی سراغ نداريم. آب باران بعد بارش سيلآسایی كه خاص مناطق جنوبی است در دامنه كوه مشرف به بندر سيراف بوسيله اين حفرهها كه در سرتاسر دامنه تا نوك كوهستان ايجاد شده بودند مهار میشد و نكته اصلی اينجاست كه اين آب در اين حوضچهها باقی نمیماند. ساسانيان بخوبی میدانستند شدت نور آفتاب در اين منطقه زياد است و اين حفرههای روباز نمیتوانند در تمام طول سال اين آب را نگهدارند، آنها بخوبی از جنس سنگ اين كوهستان آگاهی داشتند و به همين دليل هم سطح گسترده كل دامنه كوه تا نوك كوهستان را تراش دادند تا آب باران بتواند براحتی به درون زمين نفوذ كند و چون بارندگیها در حجم زياد ولی در زمان كوتاهی صورت میگرفت، اين حفرهها را بر روی سطح شيبدار كوه كندند تا مانع حركت آب شيرين به سمت دريا شوند. آب باران در اين حوضچهها بتدريج به درون زمين جذب میشد و در انتها با حفر چاههای عميق در كنار همين حوضچهها توانستند از دسترنج خود به بهترين صورت استفاده كنند. تعداد اين چاهها بيش از 40 حلقه است و حالا میتوانيم تصور درستی از اين ذخيرهگاه بزرگ داشته باشيم و معمای حضور اين چاهها در كنار حوضچههایی كه شكلشان شباهت بسيار به قبر دارد را دريابيم. دو زلزله بزرگ در قرن 5 (ه.ق) موجب ويرانی شهر سيراف گرديد ولی اين سيستم مدرن استحصال آب آسيب جندانی نديد و احتمالاْ در همان زمان معدودی از اين حفرهها بعنوان قبر مورد استفاده قرار گرفت. عدم وجود هرگونه بقايای انسانی در 95 درصد اين حوضچهها دليل قانع كنندهای بر اين ادعا میباشد.
بخش کوچکی از حوضچه ها در دامنه کوه
با احترام زياد به پژوهشگرانی كه اين حفرههای نگهداری آب را قبر دانسته و هيچگاه نتوانستند حضور اين تعداد زياد چاه آب در كنار قبرستان را توجيه كنند، بشخصه بدون هرگونه ادعا نظرات كارشناسی سيد محیالدين جعفری را كه به همراه تيم تحقيقاتی خود با صرف وقت و تلاش زياد توانستند با ارائه مستندات منطقی معمای شگفت انگيز سيراف را كشف كنند میپذيرم. دنيای علمی امروز مرزهای بين علوم مختلف را كم رنگ نموده و به همين دليل جعفری كه كارشناس ارشد زمينشناسی است با شناختی كه از جنس زمين كوهستانی سيراف بدست آورد و ديدن نكات بسيار ريز ولی پراهميت چگونگی ارتباط اين حفرهها و هماهنگی دقيق سطوح در هدايت آبها، كانالهای ارتباطی و حتی نوع گياهانی كه در كنار همين حوضچهها كاشته میشده است، ما را با دنيای متخصصان ساسانی آشنا نمود. متخصصانی كه با شناخت عميق نسبت به زمين و جغرافيای منطقه و البته تلاش طاقتفرسا توانستند يكی از شگفتیهای دنيای باستان را خلق كنند. وجود دو آسياب آبی در كنار همين حوضچهها و مشخص بودن مسير آبراهی كه آب را بدرون اين آسيابها هدايت مینمود اين فرضيه را تائيد میكند. عظمت اين ذخيرهگاه آب كه سرتاسر دامنه كوهستانی مشرف به بندر سيراف را شامل میشود از توصيف خارج است. توريستهای زيادی را ديدهام كه بعد از ديدن سيراف با شگفتی آنرا همتراز تخت جمشيد دانستهاند.
نبايست از ياد ببريم همجواری كوه و دريا در سيراف چشمانداز فوقالعاده زيبایی را ايجاد نموده و از آنجا میتوانيم ساحل زيبای منطقه حفاظت شده محيط زيست نايبند را تماشا نمائيم. محيط زيست نايبند بمانند برادری در كنار سيراف باستانی و منطقه انرژی پارس جنوبی قرار دارد و همانند سيراف نيازمند توجه بيشتر است. سرمايهگذاری و سرعت رشد صنعتی پارس جنوبی موجب افزايش وحشتناك ساخت و سازهای غير قانونی بر روی آثار تاريخی سيراف و آلودگی محيط زيست در حاشيه اين منطقه شده است. آثار بندر باستانی سيراف كه نام امروزی بندر طاهری را بر خود دارد در طی 10 سال اخير بشدت مورد تعرض قرار گرفته است. بندری كه در فهرست آثار ملی كشور به ثبت رسيده و تا 10 سال پيش قابليت ثبت در فهرست جهانی يونسكو را هم داشت با وضعيت نگران كنندهای روبروست. شايد تا 100 سال ديگر هم پارس جنوبی گاز داشته باشد ولی در نهايت تمام میشود و نسلهای آينده اين كشور نه تنها گازی ندارند بلكه تا آن زمان آثار تاريخی و محيط زيست طبيعی كه میتوانست علاوه بر هويت فرهنگی و زندگی سالم، محل درآمد و ثروت تمام نشدنی هم برای آنان باشد، متأسفانه از دست دادهاند.
* كتاب «مجموعه مقالات كنگره بينلمللی سيراف» . به اهتمام دكتر عبدالكريم مشايخ. انتشارات بوشهر. جلد اول. سال 1384. صفحه 599. عنوان مقاله: دانش بومی منحصربفرد انديشمندان سيراف در استحصال آب و كشاورزی. نويسندگان: محیالدين جعفری، سهيل مهاجری، فرهاد فخری