شكار سايهها
فقط تا پايان اسفند وقت دارم سايهها را شكار كنم. سايههایی كه آرام آرام تمام شهر را در سياهی فرو بردهاند. سياهی كه خزنده و با حوصله تمام روزنهها را میپوشاند و هيچ كاری هم از دست ما برنمیآيد. سايهها تمام فكر و ذهن مردم شهر را سياه كردهاند و تنها كاری كه میتوانم بكنم ثبت اين جنايت است. میترسم آخرين عكسی را كه میگيرم فقط سياهی مطلق باشد.
خيلی دلم میخواست تمام عكس سايههای در حال تخريب و جنايت را برايتان روی وبلاگ بگذارم ولی تا اتمام كار چند ساله چيزی نمانده است و نمیخواهم يك داستان نيمه تمام را نشانتان دهم.
برای ثبت اين جنايات، سايه به سايهی اين سايهها میروم و تا پايان اسفند كه شرايط نوری شهرمان مناسب است میبايست شكار آنها را تمام كنم. هرچند سايهها به كار خود ادامه میدهند و اهميتی به ثبت و عيان شدن جنايتشان نمیدهند.

