تبليغاتX
شناشیر

شناشیر

وب نوشته‌های اسماعيل جاشويی

سکوت سبز

 

ساحل سیراف

سکوت سبز

عظمت و شکوه بندر باستانی سیراف از تمدن ساسانی تا دوره آل بویه زبانزد سفرنامه نویسان قرون ۴ و ۵ (ه.ق) بوده است. بقایای این شهر بزرگ و پرهیاهو در حال حاضر از دامنه کوه مشرف بر این بندر تا فاصله ۵۰۰ متری ساحل دریا، زیر شن های ساحل در سکوتی هزار ساله آرام گرفته است.

 

پ.ن: چند روزی نیستم.

+ نوشته شده در  بیستم مهر 1387ساعت   توسط اسماعیل جاشویی  | 

لوتوس 2

                        

                             گل لوتوس. در ورودی مجلسی آل عصفور. بافت قدیم بوشهر

لوتوس 2

در دوباره خوانی پست قبلی نسبت به دو موضوع مطرح شده يكی تكرار اسطوره و نمادهای تاريخی در جوامع توسعه بافته و ديگری پی‌نوشت بازتوليد اشعار حافظ و سعدی توسط كيارستمی، احساس كردم در تكميل مطلب اشاراتی لازم است.

قبل از ورود به اين بحث از خود كلمه لوتوس شروع می‌كنم. برخی از دوستان در كامنت‌ها به درستی اشاره نمودند كه برخلاف نظر رايج اين گل دوازده پر لوتوس نيست. در تمامی منابع گل لوتوس را همان گل نيلوفرآبی دانسته‌اند ولی به تازگی اين مسئله مورد شك و ترديد قرار گرفته است. آنچه كه در پست قبلی مد نظرم بود روند تكرار شكل و تصوير اين گل در طول تاريخ بود و نه بازنمود واقعی آن در  طبيعت. رابطه دال و مدلول در اينجا بين واژه و تصوير است. كلمه لوتوس تداعی كننده تصوير حجاری شده هخامنشی است و البته اگر مطلب ايجاب می‌كرد می‌شد به رابطه اين تصوير حجاری شده با نمونه واقعی آن در طبيعت پرداخت كه بحث ديگری می‌شد.

در خصوص روند تكرار و بازتوليد اسطوره در جوامع پيشرفته و تفاوت آن با جوامع سنتی مهمترين مسئله خلاقيت در بازتوليد اسطوره‌ها است. اين خلافيت موجب ارتباط عميق انسان‌ها با گذشته و هويت فرهنگی سرزمينشان می‌گردد و همين عنصر اساسی خلاقيت حلقه مفقوده تكرار يادآوری فرهنگی در جوامع سنتی است. تكرار اسطوره‌ها به شيوه‌های مكرر و يكنواخت هزاران ساله باعث عدم تأثير گذاری بر روی نسل‌های جديد و در نهايت موجب بی‌هويتی و سرگشتگی در جهان معاصر می‌گردد. كليد خلاقانه بازتوليد نمادهای فرهنگی هر سرزمين در دستان هنرمندان و شاعران و نويسندگانی است كه با درك صحيح از ريشه‌های خود و آشنایی با فرهنگ‌های ديگر، آثاری بغايت زيبا و تأثيرگذار خلق می‌كنند. در كشور ما در طول تاريخ اين روند خلاقيت را با فراز و فرودهای زياد داشته‌ايم. معماری هخامنشی، ساسانی و صفويه اوج خلاقيت هنرمندان معمار ايرانی است. همانطور شاعران، نويسندگان و نگارگران ما همين روند خلافيت فرهنگی را ادامه داده‌اند. با ورود دنيای مدرن در اواخر قاجاريه اين روند شدت بيشتری پيدا نمود و همانطور كه در عرصه مسائل اجتماعی اين آشنایی موجب انقلاب مشروطه می‌گردد، هنرمندان و قلم بدستان هم با انقلابی خلاقانه ذهنيت فرهنگی جامعه را ارتقا می‌دهند. نيما در شعر و جمالزاده و هدايت در داستان نويسی آغازگران ورود به دنيای جديد بودند. این روند استفاده از ریشه های بومی در کنار تلفیق خلاقانه دیگر فرهنگ ها در داستان های چوبک، ساعدی، روانی پور و دیگران بخوبی دنبال شد. ورود دوربين عكاسی و فيلمبرداری ابزارهای مدرن را در اختيار هنرمندان قرار داد و عرصه هنر ایران را وسیعتر نمود. اين روند خلاقيت هرگاه در عرصه اجتماعی از آزادی فرهنگی در داخل كشور و تبادل فرهنگی با خارج كشور برخوردار بوده، سرعت رشد بيشتری به خود ديده است. البته نبايست از ياد ببريم معماری ايرانی در اين سالها بدلايل اقتصادی و بی‌سوادی فرهنگی تا حد زيادی از صحنه ساخت و ساز خارج شده و هويت ايرانی معماری در انتظار نيما يوشيج ديگری است.

كيارستمی در بازتوليد اشعار حافظ و سعدی سعی در دوباره خوانی اين هويت فرهنگی ايرانيان و ايجاد مسيری خلاقانه در خوانش اين اشعار داشته است ولی موفقيت يا شكست هنری او را به قضاوت تاريخ وامی‌نهيم.

 

+ نوشته شده در  بیست و ششم شهریور 1387ساعت   توسط اسماعیل جاشویی  | 

لوتوس

                       

          گل لوتوس. تخت جمشید                                                             گل لوتوس. بافت قدیم بوشهر

 

گل لوتوس

گل لوتوس يكی از نمادهای مهم تمدن هخامنشی است. اين گل دوازده برگی در تخت جمشيد و شوش از اصيل‌ترين نشانه‌های اين تمدن 2500 ساله است. اطلاعات بيشتر در مورد اين كهن الگو را در اینجا و اینجا می‌توانيد ببينيد. آنچه موجب نوشتن اين مطلب شد ديدن نشانه‌های لوتوس در زندگی امروزه است. وجود خيلی از كهن الگوها در ناخودآگاه جمعی مردمان يك سرزمين و تكرار بازنمودهای زبانی و تصويری آن در زندگی معاصر به روش‌های جديد موجب تداوم هويت فرهنگی آن مردمان میگردد. جوامع توسعه يافته به اين عنصر مهم باز توليد اسطوره‌ها و همه نشانه‌های هويتی خود آگاهی داشته و با شيوه‌های مدرن به يادآوری مكرر اين عناصر مهم فرهنگی می‌پردازند. البته اين نشانه‌ها بصورت دستوری و دولتی در هيچ سطحی به توليد كنندگان آثار ديكته نمی‌شود ولی مكانيزم باز توليد اين اسطوره‌ها در تمامی فرهنگ و زندگی آنان از چنان ريشه‌های عميقی برحوردار است كه زنجيروار اين تداوم فرهنگی در طی هزاران سال ادامه داشته است. نكته قابل تأمل پذيرش و باز بودن فضای فرهنگی اين جوامع است. اسطوره‌ها و كهن الگوهای هر سرزمين با ارتباط و ديالوگ با فرهنگ‌های ديگر امكان بازتوليد جديدتر و متفاوت با تكرارهای قبلی را می‌يابد و از اين راه عناصر فرهنگی ديگر جوامع را هم در درون فرهنگ خود هضم می‌كند. می‌توان در اين مورد در سينما به فيلم‌های تجاری زيادی اشاره كرد ولی مثال استفاده هنرمندانه‌تر از اسطوره‌ها و تلفيق مدرن عناصر فرهنگی متفاوت را در دو فيلم «مرد مرده» و «گوست داگ» جيم جارموش می‌بينيم.

تداوم حضور گل لوتوس در فرهنگ تصويری كشورمان از زمان حجاری بر روی سنگ در كاخ‌های هخامنشی تا تزئينات معماری قاجاريه را می‌توان رديابی كرد. گل لوتوس كنده‌كاری شده بر روی چوب  درها و پنجره‌ها و ارسی‌های خانه‌ها و بافت‌های قديمی شهرهای مختلف و از جمله بافت قديم بوشهر يادگار و بازتوليد لوتوس اسطوره‌ای است. جالب‌ترين مورد را چند وقت پيش در يكی از عكس‌های محمد يوسفی (از عكاسان خوب شهر بوشهر) ديدم، گل لوتوس نقاشی شده بر بدنه يك لنج چوبی:

تمدن هخامنشی جغرافيای وسيعی را شامل می‌شود و در حوزه استان بوشهر وجود يك آرامگاه (گور دختر) و سه كاخ نيمه تمام در دشتستان از حضور قدرتمند آنان خبر می‌دهد. تعدادی از قبور گورستان شغاب نيز به شيوه هخامنشی دفن شده و البته سند ارزشمند كتيبه هخامنشی جزيره حارگ نيز از تسلط آنان بر خليج فارس حكايت می‌كند.

بوشهر مهمترين بندر ارتباط دهنده هخامنشيان با تمدن‌های دوردست بشمار رفته و بدليل نزديكی با تخت جمشيد و شوش، دروازه تجاری و فرهنگی ايرانيان محسوب می‌گرديد. اطلاعات بيشتر را در اینجا می‌يابيد.

 

پ.ن: شاید بازتولید اشعار حافظ و سعدی توسط کیارستمی با وجود همه مخالفانی که داشت نشانه ای از شروع خلاقیت هنرمندانه ایرانیان در مسیر زنده کردن دوباره اسطوره های نوشتاری و بدنبال آن تصویری این سرزمین باشد.

 

+ نوشته شده در  هجدهم شهریور 1387ساعت   توسط اسماعیل جاشویی  | 

سه برادر

ساحل سیراف

سه برادر: سیراف، نایبند، عسلویه

بندر باستانی سيراف و منطقه حفاظت شده نايبند در مجاورت منطقه انرژی پارس جنوبی قرار دارند. سه قطب بزرگ انرژی، تاريخ و محيط زيست در كنار هم جای گرفته‌اند. هر سه اين مناطق می‌توانند سرمنشاء تحولات عظيمی باشند ولی ميان اين سه برادر تبعيض قائل شده و انرژی پارس جنوبی‌ با تزريق منابع مالی فراوان از رشد چشمگيری نسبت به دو برادر ديگر برخوردار گرديده است. دلايل اين تبعيض شايد در ظاهر منطقی جلوه كند. كشور قطر كه در منابع گازی پارس جنوبی با كشور ما شريك است با سرمايه گذاری زياد توانسته گوی سبقت در استخراج گاز را از ما بربايد و اين مسئله باعث شده تمام توجه دولت مردان به جبران عقب ماندگی در افزايش توليد گاز اين منطقه شود. اين توجه زياد و البته منطقی می‌تواند بسيار مثبت تلقی شود ولی نه به قيمت فراموش كردن دو منطقه بسيار با ارزش ديگر.

برخلاف تصور عمومی انسان‌های روزگار گذشته در خيلی از موارد نسبت به نسل علمی امروزه دنيا از دقت و ظرافت بی‌نظيری برخوردار بودند. اگر به مقايسه آثار بجای مانده از دوران اوج تمدن‌های گذشته با آثار مشابه زمان حال بپردازيم متوجه اين نكته می‌شويم. مثلاْ معماری دوران هخامنشی، ساسانی، صفويه و قاجار را با معماری امروزی مقايسه كنيد. در شهر خودمان بوشهر سبك منحصربفرد معماری بافت قديم (در روزگار اوج خودش در دروه قاجاريه) را با معماری بی‌هويت امروزی؛ در استان فارس تخت جمشيد و پاسارگاد و در اصفهان عمارت‌های ميدان نقش جهان و بسياری از آثار بی‌نظيری كه در نقطه به نقطه كشورمان پراكنده‌اند همگی حكايت از برتری فهم و شعور معماران آن دوران نسبت به همتايان خودشان در زمان حال می‌باشند. البته اين مقايسه خاص يك رشته علمی- هنری است و شامل همه وجوه زندگی انسان‌های گذشته و حال نمی‌شود ولی نبايست فراموش كنيم معماری هر دوره تاريخی چكيده‌ای از علم و صنعت و هنر آن دوران است و خودمان را هم گول نزنيم كه وضعيت حال حاضر زندگی ما در ايران از هر نظر در پائين‌ترين سيكل تمدن قرار دارد. اگر تمدن‌های هخامنشی و ساسانی  در قبل از اسلام و صفويه در بعد اسلام را دوران اوج تمدن‌ ايرانی بدانيم و اين اوج‌ها را بالاترين نقاط سيكل فرض كنيم در مابقی زمان‌ها و دوران تاريخی با كمی نوسان در سراشيبی اين سيكل قرار داشته‌ايم. وضعيتی كه در حال حاضر هم تكرار شده است.

يكی از اصلی‌ترين عناصری كه در اوج گرفتن هر تمدنی تأثير مستقيم داشته، توجه به ميراث بجای مانده از گذشتگان هر سرزمينی است. اين توجه باعث رشد صحيح و شكوفایی نهایی آن تمدن می‌گردد. نگاه كشورهای پيشرفته امروزی به آثار مادی و معنوی فرهنگ گذشتگانشان و اهميت فوق‌العاده‌ای كه به اين ميراث گرانبها می‌دهند نشانگر شناخت آنان از ميزان تأثير گذاری اين توجه در فرآيند توسعه كشورشان است.

ديدن مطلبی با عنوان معمای سيراف در خبرگزاری ميراث فرهنگی مرا به ياد كنگره بين‌لمللی سيراف و يكی از ارزشمندترين *مقالات ارائه شده در آن انداخت، تحقيقات علمی سيد محی‌الدين جعفری، سهيل مهاجری و فرهاد فخری در خصوص استحصال آب و كشاورزی سيراف. آب شيرين در هر نقطه‌ای مهم‌ترين عامل شكل دهنده تمدن‌های گذشته بوده و در سرزمين ايران نيز بدليل كم آبی اين مسئله شدت بيشتری داشته است و حتی نزد ساسانيان آب مقدس بوده و خوب كه دقت می‌كنيم از تعداد و وي‍ژگی‌های منحصربفرد  سازه‌های آبی ساخته شده در دوره ساسانی شگفت‌زده می‌شويم. بندر باستانی سيراف توسط تمدن ساسانی بنيان گذاشته شد و تا دوره آل بويه بيش از 4 قرن بزرگترين بندر سواحل شمالی خليج فارس محسوب می‌گرديد. مردمان روزگار ساسانی با انتخاب مكان بندر سيراف در وحله اول سنگ بنا اين بندر را با دقت و درستی انجام می‌دهند. عمق زياد آب دريا در ساحل اين بندر كشتی‌های بزرگ چوبی را كه از آفريقا، هند، چين و همه بنادر مهم آن روزگار می‌رسيدند براحتی در آغوش خود جای می‌داد ولی عنصر مهمتر و اصلی پهلوگيری كشتی‌ها در اين بندر همان وجود منابع زياد آب شيرين بود.

حوضچه های آب

ويژگی جغرافيایی سيراف قرار داشتن بر دامنه كوهستانی است، چنان كه دريا و كوه از دو طرف اين بندر را در بر گرفته‌اند. مردمان متمدن ساسانی در نهايت علم و هنر زمان خود توانستند بزرگترين ذخيره‌گاه آب شيرين را در دامنه همين كوه ايجاد نمايند. صنعت و ظرافت هنرمندانه‌ بكار رفته در ساخت اين بزرگترين (بدون كوچكترين اغراق) ذخيره‌گاه آب دنيا هنوز هم بی‌نظير است. در تمامی سفرنامه‌های بر جای مانده از قرون 4 و 5 (ه.ق) به بارگيری اين آب كه در آن روزگار بسيار حياتی و كمياب بود اشاره شده است و نه تنها كشتی‌ها برای تجارت كالاها به اين بندر می‌آمدند بلكه سيراف بندر ترانزيتی هم بود كه كشتی‌ها در مسير طولانی خود تا رسيدن به مقصد اصلی برای بارگيری آب شيرين در آن توقف می‌كردند. ساسانيان برای ذخيره كردن آب شيرين از روشی منحصربفرد و كاملاْ منطبق بر شرايط جغرافيایی منطقه استفاده نمودند. آنها با تراشيدن سطح شيب‌دار دامنه كوه در سطح بسيار گسترده و حفر حوضچه‌هایی مربع مستطيل با عمق متوسط نيم متر به تعداد بيشمار (بيش از 5000 حوضچه) توانستند آب باران را كه معمولاْ در طول سال بندرت ولی با حجم و سرعت زياد می‌باريد، مهار كنند. بخوبی می‌دانيم ساسانيان با ساخت سد آشنایی داشتند و نمونه آنرا در مناطق مختلف ديده‌ايم ولی اين شيوه ذخيره آب را در هيچ جایی سراغ نداريم. آب باران بعد بارش سيل‌آسایی كه خاص مناطق جنوبی است در دامنه كوه مشرف به بندر سيراف بوسيله اين حفره‌ها كه در سرتاسر دامنه تا نوك كوهستان ايجاد شده بودند مهار می‌شد و نكته اصلی اينجاست كه اين آب در اين حوضچه‌ها باقی نمی‌ماند. ساسانيان بخوبی می‌دانستند شدت نور آفتاب در اين منطقه زياد است و اين حفره‌های روباز نمیتوانند در تمام طول سال اين آب را نگهدارند، آنها بخوبی از جنس سنگ اين كوهستان آگاهی داشتند و به همين دليل هم سطح گسترده كل دامنه كوه تا نوك كوهستان را تراش دادند تا آب باران بتواند براحتی به درون زمين نفوذ كند و چون بارندگی‌ها در حجم زياد ولی در زمان كوتاهی صورت می‌گرفت، اين حفره‌ها را بر روی سطح شيب‌دار كوه كندند تا مانع حركت آب شيرين به سمت دريا شوند. آب باران در اين حوضچه‌ها بتدريج به درون زمين جذب می‌شد و در انتها با حفر چاه‌های عميق در كنار همين حوضچه‌ها توانستند از دسترنج خود به بهترين صورت استفاده كنند. تعداد اين چاه‌ها بيش از 40 حلقه است و حالا میتوانيم تصور درستی از اين ذخيره‌گاه بزرگ داشته باشيم و معمای حضور اين چاه‌ها در كنار حوضچه‌هایی كه شكل‌شان شباهت بسيار به قبر دارد را دريابيم. دو زلزله بزرگ در قرن 5 (ه.ق) موجب ويرانی شهر سيراف گرديد ولی اين سيستم مدرن استحصال آب آسيب جندانی نديد و احتمالاْ در همان زمان معدودی از اين حفره‌ها بعنوان قبر مورد استفاده قرار گرفت. عدم وجود هرگونه بقايای انسانی در 95 درصد اين حوضچه‌ها دليل قانع كننده‌ای بر اين ادعا می‌باشد.

بخش کوچکی از حوضچه ها در دامنه کوه

 

با احترام زياد به پژوهشگرانی كه اين حفره‌های نگهداری آب را قبر دانسته و هيچ‌گاه نتوانستند حضور اين تعداد زياد چاه آب در كنار قبرستان را توجيه كنند، بشخصه بدون هرگونه ادعا نظرات كارشناسی سيد محی‌الدين جعفری را كه به همراه تيم تحقيقاتی خود با صرف وقت و تلاش زياد توانستند با ارائه مستندات منطقی معمای شگفت انگيز سيراف را كشف كنند می‌پذيرم. دنيای علمی امروز مرزهای بين علوم مختلف را كم رنگ نموده و به همين دليل جعفری كه كارشناس ارشد زمين‌شناسی است با شناختی كه از جنس زمين كوهستانی سيراف بدست آورد و ديدن نكات بسيار ريز ولی پراهميت چگونگی ارتباط اين حفره‌ها و هماهنگی دقيق سطوح در هدايت آبها، كانال‌های ارتباطی و حتی نوع گياهانی كه در كنار همين حوضچه‌ها كاشته می‌شده است، ما را با دنيای متخصصان ساسانی آشنا نمود. متخصصانی كه با شناخت عميق نسبت به زمين و جغرافيای منطقه و البته تلاش طاقت‌فرسا توانستند يكی از شگفتی‌های دنيای باستان را خلق كنند. وجود دو آسياب آبی در كنار همين حوضچه‌ها و مشخص بودن مسير آبراهی كه آب را بدرون اين آسياب‌ها هدايت می‌نمود اين فرضيه را تائيد می‌كند. عظمت اين ذخيره‌گاه آب كه سرتاسر دامنه كوهستانی مشرف به بندر سيراف را شامل می‌شود از توصيف خارج است. توريست‌های زيادی را ديده‌ام كه بعد از ديدن سيراف با شگفتی آنرا همتراز تخت جمشيد دانسته‌اند.

نبايست از ياد ببريم همجواری كوه و دريا در سيراف چشم‌انداز فوق‌العاده زيبایی را ايجاد نموده و از آنجا می‌توانيم ساحل زيبای منطقه حفاظت شده محيط زيست نايبند را تماشا نمائيم. محيط زيست نايبند بمانند برادری در كنار سيراف باستانی و منطقه انرژی پارس جنوبی قرار دارد و همانند سيراف نيازمند توجه بيشتر است. سرمايه‌گذاری و سرعت رشد صنعتی پارس جنوبی موجب افزايش وحشتناك ساخت و سازهای غير قانونی بر روی آثار تاريخی سيراف و آلودگی محيط زيست در حاشيه اين منطقه شده است. آثار بندر باستانی سيراف كه نام امروزی بندر طاهری را بر خود دارد در طی 10 سال اخير بشدت مورد تعرض قرار گرفته است. بندری كه در فهرست آثار ملی كشور به ثبت رسيده و تا 10 سال پيش قابليت ثبت در فهرست جهانی يونسكو را هم داشت با وضعيت نگران كننده‌ای روبروست. شايد تا 100 سال ديگر هم پارس جنوبی گاز داشته باشد ولی در نهايت تمام می‌شود و نسل‌های آينده اين كشور نه تنها گازی ندارند بلكه تا آن زمان آثار تاريخی و محيط زيست طبيعی كه می‌توانست علاوه بر هويت فرهنگی و زندگی سالم، محل درآمد و ثروت تمام نشدنی هم برای آنان باشد، متأسفانه از دست داده‌اند.

 

* كتاب «مجموعه مقالات كنگره بين‌‌لمللی سيراف» . به اهتمام دكتر عبدالكريم مشايخ. انتشارات بوشهر. جلد اول. سال 1384. صفحه 599. عنوان مقاله: دانش بومی منحصربفرد انديشمندان سيراف در استحصال آب و كشاورزی. نويسندگان: محی‌الدين جعفری، سهيل مهاجری، فرهاد فخری

 

+ نوشته شده در  یکم مرداد 1387ساعت   توسط اسماعیل جاشویی  | 

آثار بردستان

معدن سنگ بردستان (سنگ درآر)

آثار بردستان

كامنت آقای بوستانی در وبلاگ خانم روانی‌پور كه اطلاعاتی از ساختن سه مدرسه‌ در روستاهای جبرانی و بردستان و شهر دير توسط پدر منيرو روانی‌پور را می‌داد در زمانه‌ای كه كمتر كسی در اين مناطق محروم حتی جرأت فكر كردن به اين مسائل را داشت؛ مرا ياد پژوهش بررسی و شناسایی آثار تاريخی شهرستان دير انداخت. پژوهشی كه در آن بعنوان عكاس افتخار همراهی دكتر علی اكبر سرفراز باستانشناس بزرگ كشور را داشتم. كامنت بوستانی بهانه‌ای شد برای معرفی چند اثر باستانی با ارزش اين منطقه.

يكی از ريشه‌های احتمالی كلمه بردستان به معنا‍ی جايگاه و معدن سنگ است كه با پيدا شدن اين معدن در نزديكی بردستان صحت آن تأييد گرديد. سنگ‌های مرجانی كه در كناره ساحل از رسوبات چند هزار يا چند ميليون ساله شكل می‌گيرد بدليل سختی زياد و مقاومت بالا نسبت به رطوبت يكی از بهترين مصالح ساختمانی در ساخت بناهای تاريخی سواحل خليج فارس بوده است. در نزديكی همين معدن در كناره ساحل آثار محوطه‌ای از دوره قبل از اسلام ديده می‌شود. خرده سفال‌هایی كه بر روی تپه‌ای در حومه شهر دير و گورستان باستانی در همان منطقه يافت شد حضور تمدن‌های عيلامی تا ساسانی را ثابت می‌نمود.

مسجد بردستان از دوره آل بويه (قرن 4 ه.ق) به يادگار مانده كه البته تعميرات اساسی اين بنا مربوط به قرن نهم (852 ه.ق) می‌باشد و قلعه بردستان از آثار با ارزش قاجاريه است. چاه‌های آب روستای جبرانی قدمت زيادی داشته و احتمالاْ ساسانیان اولين كسانی بودند كه از آب اين چاه‌ها نوشيده‌اند.

پدر منيرو روانی‌پور با ساخت اين سه مدرسه  بزرگترين هديه را به ساكنان اين مناطق اهدا نمود. ساكنانی كه از تمدن‌های با عظمت گذشته باقی مانده‌اند و با وجود به ارث بردن فرهنگی كهن در فقر و محروميت بسر می‌بردند.    

مسجد بردستان                                    چاه روستای جبرانی                       قلعه بردستان

+ نوشته شده در  بیست و پنجم تیر 1387ساعت   توسط اسماعیل جاشویی  | 

عکس های نوشتاری صادق چوبک

 

عكس‌های نوشتاری صادق چوبك

بعد از سال‌ها خواندن دوباره كتاب تنگسير صادق چوبك حال و هوای ديگری دارد. كتاب تنگسير را وقتی خيلی جوان بودم خواندم. در آن سال‌ها داستان‌های صادق چوبك را برای سبك، نوشتار، شيوه روايتی و داستانسرایی فوق‌العاده آنها دوست داشتم. امتيازی برای چوبك بدليل همشهری بودن قائل نبودم. او را بمانند تمام بزرگان عرصه قلم ايران می‌ستودم. نگاهم به داستان‌های او فارغ از هرگونه مسائل قوم شناسی، مردم‌نگاری و جامعه شناسی بود.

اگر به تاريخ استان بوشهر نگاه كنيم انبوهی از حوادث و اتفاقات و گزارشات زندگی بزرگان سياسی و حكومتی را مشاهده می‌كنيم ولی خيلی كم به زندگی روزمره مردم، آداب و رسوم، شيوه لباس پوشيدن و هزارن نكته مهم و پر اهميت زندگی در هر دوره تاريخی برمی‌خوريم. همين جزئيات زندگی زنده كننده هويت و فرهنگ هر ملت و جامعه‌ای می‌باشد. تاريخ نگاران براحتی از كنار اين گونه مسائل مهم گذشته‌اند و در حال حاضر بخش بزرگی از اين فرهنگ نانوشته در دل تاريخ نابود شده است. داستان نويسان هر ملتی جدا از هنر و خلاقيت خاص خود بواقع پاسدار هويت و فرهنگ سرزمين خود نيز هستند و با ثبت خيلی از جزئيات زندگی و توصيف زمان و مكان در داستان‌ها بزرگترين خدمت را به جامعه بشری نموده‌اند.

كتاب تنگسير صادق چوبك يكی از غنی‌ترين گنجينه‌های مردم بوشهر است. زيبایی خيره كننده نثر و قلم چوبك از نظر داستانسرایی در كنار توصيف‌های دقيق از تمامی جزئيات زندگی و زمان و مكان داستان، ما را با حجم عظيمی از اين اطلاعات برای شناخت فرهنگ مردم استان بوشهر روبرو می‌كند.

صادق چوبك در كتاب تنگسير تعداد بيشماری عكس‌های نوشتاری برای ما به يادگار گذاشته است. سوژه های این عکس ها در حال حاضر وجود خارجی ندارند و تنها سند زنده كننده فرهنگ مردمان اين خطه از سرزمين ما همين توصيفات بی‌نظير چوبك است. سطر به سطر اين كتاب حاوی اين اطلاعات قوم شناسی و جامعه شناسی تاريخی است. برای نمونه يكی دو عكس از صفحات آغازين كتاب كه برای ما بوشهریها از نظر مكان تاريخی حائز اهميت است را در اينجا ذكر می‌كنم.

عكس اول توصيف جاده خاكی بوشهر به بهمنی در مكانی كه امروزه به خيابان سنگی معروف است. در همين پاراگراف اول تمام عناصر چهار گانه ستينگ داستان ديده می‌شود (برای فهميدن معنای كلمه ستينگ آموزه‌های استاد بزرگ داستان نويسی خانم منيرو روانی‌پور را در وبلاگش ببينيد). احساسی كه بعد از خواندن اين پاراگراف به خواننده دست می‌دهد با حضور واقعی او در اين مكان تفاوتی ندارد. فقط توصيف گرما و شرجی آن كافی است كه خواننده به نفس تنگی دچار شود. صفحه 15 كتاب تنگسير، پاراگراف اول:

«هوای آبكی بندر همچون اسفنج آبستنی هرم نمناك گرما را چكه چكه از تو هوای سوزان ور می‌چيد و دوزخ شعله‌ور خورشيد تو آسمان غرب يله شده بود و گردی از نم بر چهره داشت. جاده سنگی، كشيده و آفتاب تو مغز سر خورده و سفيد و مارپيچ از بوشهر به بهمنی دراز رو زمين خوابيده بود. سبك بود. داغ و خاموش بود. سفيدی آفتاب بيابان با سايه يك پرنده سياه نمی‌شد.»

عكس دوم توصيف ورودی بافت قديم بوشهر است كه هنوز به نام «دروازه» معروف است. صفحه 71 كتاب تنگسير، پاراگراف اول:

«هنگامی كه محمد دم دروازه رسيد، آفتاب تازه داشت خودش را از گوشه آسمان بيرون می‌كشيد و له‌له می‌زد و براده‌های تن سوزانش را تو هوا می‌پاشيد دم دروازه، اسمش دم دروازه بود. آنجا دروازه نبود، بوشهر دروازه نداشت، راسته بازاری بود بی‌سقف و با سقف كه دكان‌های جور واجور در اين سو آن‌سويش چيده شده بود. حالا صبح زود بود و فقط دكان‌های نانوایی و كماجی و كله‌پزی و فرنی‌پزی و قنادی و بقالی و حليمی باز بود. دكان‌های ديگر كه خوراكی نمی‌فروختند بسته بودند. مه تو هوا، لای ذرات خورشيد پرپر می‌زد.»

نویسندگان هر سرزمین عصاره هویت و فرهنگ جامعه خود هستند و این موضوع در ایران که نوشتار در طول تاریخ برتری قابل ملاحظه ای نسبت به دیگر عناصر فرهنگی داشته، از قوت بیشتری برخوردار است. جوامع توسعه یافته و مترقی با درک ارزش های فرهنگی خود و پاسداشت تمامی نشانه ها و آثار انسان های خالق این فرهنگ نه تنها تمدنشان را برای نسل های آینده پربارتر می کنند بلکه بهره اقتصادی بالایی هم کسب می کنند. آرزوی تبدیل خانه چوبک در محل بافت قدیم بوشهر به موزه و یا مکانی فرهنگی رویای همه اهالی بوشهر بود. آرزویی که تا ۱۰ سال پیش امکان پذیر بود و تخریب این خانه تحقق آنرا غیر ممکن ساخت.  

 

* كتاب «تنگسير» صادق چوبك، مؤسسه انتشارات نگاه، چاپ دوم 1384

 

بازار قدیم بوشهر در سال ۱۳۵۴

 

تیرماه ۱۲۹۵ صادق چوبک در بوشهر متولد و ۱۳ تیر ۱۳۷۷ در برکلی آمریکا از این دنیا می رود. یادش گرامی باد.

 

+ نوشته شده در  دهم تیر 1387ساعت   توسط اسماعیل جاشویی  | 

لورکا در قتلگاه

 

لوركا در قتلگاه جزيره خارگ

«به نمه» هخامنشی  با همين يك سطر نوشته در كتيبه جزيره خارگ، هنر و شاعرانگی روح زمانه‌اش را برای ما به يادگار گذاشته است. ارزش اين آثار تاريخی در عصر ما تنها به فيزيك و جسم آن نيست بلكه روح و كالبد زنده درون اين جسم است كه با ما سخن می‌گويد. تخريبگران اين جسم، غافل از آنند كه روح اين شاعر هخامنشی همچنان در روزگار ما حضور دارد. فرانكو و دژخيمان اسپانيايی با كشتن جسم «لوركا» شاعر بزرگ كشورشان نتوانستند از جاودانگی روح و شعر او جلوگيری كنند.

تخريب كتيبه جزيره خارگ را نمی‌توان با ديگر تخريب‌های آثار تاريخی مشابه دانست، همانطور كه قتل‌های زنجيره‌ای اهالی قلم را نمی‌توان با ديگر قتل‌ها يكسان بدانيم. شايد در ظاهر اين دو موضوع ارتباط چندانی با هم نداشته باشند ولی دلايل و انگيزه‌های قتل يك انسان با تخريب يك اثر تاريخی در


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شانزدهم خرداد 1387ساعت   توسط اسماعیل جاشویی  | 

ترجمه متن کتیبه هخامنشی جزیره خارگ

این زمین سخت و بی آب را شادی بخشیدم. به نمه

 ترجمه متن كتيبه هخامنشي جزيره خارگ توسط دكتر رسول بشاش صورت گرفت. او يكی از بهترين باستان‌شناسان ايران و تعيين اصالت و خواندن كتيبه‌های هخامنشی تخصوص اصلی اوست. اصالت اين كتيبه كه قبل از آن توسط دكتر علی اكبر سرفراز باستان‌شناس بزرگ كشور به اثبات رسيده بود، بار ديگر تاكيد شد و براستی ترجمه بی‌نظير دكتر بشاش به مانند هايكوی ژاپنی زيبا، متني است شعرگونه. محتواي زيبای آن دوچندان می‌‌شود وقتی مي‌بينيم چاه آبی در نزديكی اين كتيبه قرار دارد. «به نمه» نويسنده اين كتيبه كه نامش در انتهای نوشته آمده برای زندگی بخشيدن به محيط سخت و خشك جزيره خارگ با سختكوشی و مشقت بسيار در 2500 سال قبل توانست چاه آبی در اين جزيره حفر نمايد و با اين كار شادی و زندگی را به ارمغان آورد. اين نام هخامنشی برای ما نمادی از مردمان پرتلاش ايران باستان است. آب شيرين در اين جزيره مهمترين عنصر ادامه حيات انسان بوده و «به نمه» شاعر بزرگی است كه با نوشتن اين كتيبه هنر خود را جاودانه نمود

 

 

تخریب و نابودی کتیبه خارگ جنایت تلخی است که می بایست ریشه یابی شود. روایت کشف این کتیبه و خوشحالی اهالی فرهنگ و باستان شناسی تا ترجمه متن و نگرانی بعدی برای حفاظت از آن و در نهایت تخریب دلخراش کتیبه را از زبان خبرگزاریها در بخش پیوندهای روزانه قرار داده ام.

+ نوشته شده در  دوازدهم خرداد 1387ساعت   توسط اسماعیل جاشویی  | 

نابودی کتیبه هخامنشی جزیره خارگ

 

نابودی کتیبه هخامنشی جزیره خارگ

خبر وحشتناک نابودی کتیبه هخامنشی جزیره خارگ را تلفنی از یکی از دوستان شنیدم. هنوز در بهت وحیرت این خبر بسر می برم. بنظر می رسد تفکر طالبانی افرادی ناشناس  در تخریب این اثر منحصربفرد 2500 ساله نقش داشته است. نابودی مجسمه های بودا در افغانستان توسط طالبان جنایت دهشتناک جهانی بود. تخریب آن مجسمه ها برای سوداگری و بدست آوردن گنج و یا بمانند تخریب آثار تاریخی برای سدسازی و بسازوبفروشی نبود. طالبان عقیده داشتند این مجسمه ها بت هستند و می بایست نابود شوند.

نابودی کتیبه هخامنشی جزیره خارگ نیز در همین راستا بوده چرا که هیچ سود مادی از نابودی این کتیبه با ارزش تاریخی نصیب تخریب کننده گان نگردیده و نتنها بی فرهنگی و بی ارزشی تفکر سطحی آنان را می رساند بلکه ضدیت با فرهنگ و ملیت ایرانیان نیز دربردارد. ماهیت این تخریب و نابودی با دیگر تخریب هایی که برای سودجویی افراد فرصت طلب انجام می گرفت خیلی فرق می کند و می بایست خطر دست درازی این افراد به دیگر آثار تاریخی را در آینده انتظار داشت.

+ نوشته شده در  یازدهم خرداد 1387ساعت   توسط اسماعیل جاشویی  | 

بافت قدیم بوشهر

 

نشست تخصصی بافت قدیم بوشهر

نشست تخصصی بافت قدیم بوشهر با حضور استادان معماری ایران و مسولین استان و دو چهره بزرگ هنر فیلم مستند معماری و عکاسی معماری به مدت سه روز برگزار شد. امروز  آخرین  روز نشست بود. به جرئت می توان این نشست را مهمترین و بهترین حرکت این سالها برای حفاظت و احیاء بافت قدیم بوشهر دانست. کاری که می بایست حداقل 50 سال قبل انجام می گرفت. هرچند هنوز خیلی زود است که از نتیجه و تاثیر آن بر وضعیت تاسف بار و ناامید کننده بافت سخن گفت. نکته جالب دیدگاههای استادان معماری کشور بر لزوم حفاظت و احیاء این بافت باارزش بصورت یکپارچه و با تمام جزئیات سنتی بود و با ارائه دادن تجربیات جهانی و دیگر شهرهای تاریخی کشور ایران به مسولین استان نشان دادند که می توان با داشتن برنامه و هدف به موفقیت رسید. در پایان این نشست شاید البته شاید حسرت تخریب عمارت جعفری و خیلی از عمارت های دیگر که هر روزه شاهد فروریختن آنها هستیم بر دل بعضی از افراد حاضر سنگینی می کرد و باز هم شاید فهمیدند که عمارت جعفری جزء مهمی از این بافت بود.

در روزهای آینده از این نشست و دو هنرمند بزرگ عکاس و فیلمساز شرکت کننده در آن و خاطره غم بار آنان از تخریب بافت قدیم بوشهر در اوایل دهه 70 توسط اداره بنادر و کشتیرانی می گویم. 

+ نوشته شده در  دهم خرداد 1387ساعت   توسط اسماعیل جاشویی  | 

آسیاب ها و طبیعت شگفت انگیز خائیز

 

آسیاب ها و طبیعت شگفت انگیز خائیز

 

کشور ایران بدلیل کم آبی از موقعیت خاصی برخوردار است و مردمان سخت کوش این دیار از هزاران سال قبل توجه زیادی به نگهداری و ساخت سازه های مرتبط با آب داشته اند. آب انبارها ، سدها ، آب بندها ، چاه ها و قنات ها هرکدام در دوره زمانی و تمدن تاریخی خاص خود با مصالح و معماری متفاوتی ساخته می شدند. هخامنشیان و ساسانیان و تا حدودی صفویه از این نظر سرآمد بودند ولی تمدن ساسانی بدلیل اهمیت مذهبی واسطوره ای آناهیتا و تقدس آب از نظر توجه به سازه های آبی بی نظیر بودند. تعداد زیاد واستحکام فوق العاده این سازه های ساسانی تاکیدی بر این موضوع است.

آسیاب های آبی که با استفاده از نیروی جریان آب ، گندم ها را تبدیل به آرد می کرند یکی از مهمترین ابزار زندگی مردمان دوره های تاریخی بودند. بخش خائیز در شهرستان تنگستان تعداد قابل توجه ای از این آسیاب ها را در درون طبیعت  شگفت انگیز خود جای داده است. منطقه کوهستانی خائیز بواسطه دارا بودن آب و هوای بهتر نسبت به دشتهای اطراف خود دارای طبیعتی متنوع با گیاهانی از هر دو گونه گرمسیری و سردسیری است. درختان نخل در کنار انواع درختان میوه ودیگر گونه های گیاهی بافت زیبا وچشم نوازی را پدید آورده است. وجود چشمه ها و منابع زیرزمینی آب و کوهستانی بودن منطقه باعث ایجاد چشمه سارها و جویبارهای متعددی گردیده است. آب روان جاری در درون دره ها موقعیت بسیار مناسبی برای ساختن آسیاب ها فراهم نموده است. آب در طول تاریخ مهمترین عنصر سکونت انسان ها در یک منطقه بوده است. در بخش خائیز هم 5 روستا به نام های بنیون ، مخدان ، گشی ، یخ و آشی وجود دارد. به غیر از روستای یخ در 4 روستای دیگر آسیاب های باستانی دیده می شود. در بنیون 4 آسیاب و در بقیه یک تا دو آسیاب وجود دارد. روستای آشی بیشترین قدمت را از لحاظ تاریخی داراست. وجود بقایای یک چهارطاقی ساسانی که البنه در میان علف ها و درختان به سختی قابل دیدن است و نوع مصالح بکار رفته در دو آسیاب این روستا حضور ساسانیان را به اثبات می رساند. آسیاب های دیگر روستاها مربوط به دوران اسلامی است. مجموعه این آسیاب ها و طبیعت زیبای خائیز می تواند بهترین موقعیت گردشگری را برای استان بوشهر شکل دهد. چیزی که خیلی بیشتر و بهتر از نفت و گاز برای مردم منطقه سودآور و درآمدزاست.

 

 

+ نوشته شده در  چهارم خرداد 1387ساعت   توسط اسماعیل جاشویی  | 

10 سال قبل

 

آب برگردان هخامنشی قبل از تخریب

10 سال قبل این عکس گرفته شده است. بدلیل راه سخت خاکی و کوهستانی منطقه و عدم دسترسی آسان به آن حتی در فهرست آثار ملی نیز به ثبت نرسیده است. خیلی از آثار تاریخی که به ثبت هم رسیده اند بدلیل قرار داشتن در این چنین مکانهایی تخریب شده و از بین می روند بدون اینکه بمانند عمارت جعفری انعکاسی در مطبوعات و یا دیگر رسانه ها پیدا کنند.

+ نوشته شده در  سی ام اردیبهشت 1387ساعت   توسط اسماعیل جاشویی  | 

هخامنشیان در استان بوشهر

 

تمدن هخامنشیان حضور مستمر و درخشانی در استان بوشهر داشته اند. یکی از آثار بجا مانده از آنان سازه ای است بر روی رودخانه شاپور. دکتر علی اکبر سرفراز باستانشناس بزرگ و نامی کشور این سازه را نوعی آب برگردان می داند که برای انتقال آب این رودخانه به اراضی کشاورزی استفاده می شده است. حجم عظیم خشت های پخته که با قیر به هم متصل شده اند عظمت کار را نشان می دهد. این آب برگردان که به اشتباه سد صبا نامیده شده است در بخش وحدتیه شهرستان دشتستان قرار دارد. بیشتر قسمت های این سازه آبی تخریب شده و در حال حاضر فقط خشت هایی که به جداره رودخانه متصل است باقی مانده. خشت های فروریخته در کناره رودخانه عظمت این بنای هخامنشی را یادآور می شوند.

+ نوشته شده در  بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط اسماعیل جاشویی  | 

کره انگوری

                   

                           کره انگوری یکی از ارزشمندترین آثار تاریخی شهر بوشهر است. کره(با فتح ک خوانده شود)انگوری نوعی کشاورزی سنتی است که در حومه شهر قدیم بوشهر رواج داشته. تمدون ساسانی و یا شاید قبل از آن ابداع کننده این نوع کاشت انگور بوده اند. انگورها در محوطه ای دایره شکل کاشته می شوند و نکته مهم وجالب آن قرار دادن تمام ریشه های آنها درون چاه ویا اگر بخواهم دقیقتر گفته باشم درون اتاقکی زیر زمین است. ریشه ها در آنجا درون مایعات خاصی قرار میگرفته تا طعم و مزه بهتر و در نهایت انگوری باکیفیت بالاتری بدست آید. درحال حاضر فقط یکی دوتا از این کره های انگوری باقی مانده است و البته کار خاصی بر روی ریشه ها انجام نمی شود. انگورداران امروزی از این سنت بسیار مدرن مردمان متمدن ساسانی بی خبراند. کلمه کره به معنای حصار دایره شکلی است که با سنگ و شاخه های خشکیده بدور انگورها می سازند.

+ نوشته شده در  بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت   توسط اسماعیل جاشویی  | 

 
....