تبليغاتX
شناشیر - فاریاب و اسفار کاتبان ابوتراب خسروی

شناشیر

وب نوشته‌های اسماعيل جاشويی

فاریاب و اسفار کاتبان ابوتراب خسروی

آبشار رودفاریاب

 

فاریاب و اسفار کاتبان ابوتراب خسروی

رمان «اسفار كاتبان» ابوتراب خسروی يكی از بهترين كتاب‌های ادبيات داستانی است كه جايزه مهرگان سال 1379 را نيز برده ولی نه برای اين جايزه و نه برای نثر و قلم قدرتمند و بی‌مانند خسروی است كه  اين مطلب را می‌نويسم. اسفار كاتبان از معدود كتاب‌هایی است كه با تمام جزئيات در ذهن مخاطب باقی می‌ماند و گذشت زمان نه تنها باعث كم رنگ شدن تأثير آن نمی‌شود بلكه نوستالژی آن قویتر هم می‌شود.

در وبگردی ادبی چند روز قبل به ميزگرد سه تن از بزرگان اهل قلم ايران در خصوص يك رمان برخوردم. زمان برپایی اين ميزگرد بسيار آموزنده به چند سال قبل برمی‌گردد ولی نكته‌ مهمی كه توسط يكی از اين بزرگان (منيرو روانی‌پور) مطرح شد بحث مكان در ادبيات داستانی و اهميت زياد آن در ساختار يك داستان بود. مكان و جغرافيای داستان يا اگر بخواهيم بهتر گفته باشيم يكی از عناصر چهارگانه چيدمان (ستينگ) جزئی از شناسنامه داستان است و ظرافت استفاده از آن را در آثار نويسندگان بزرگمان می‌بينيم.

اشاره‌ام به اسفار كاتبان در اين نوشته يادآوری مكانی بنام «فارياب» و معرفی محوطه ارزشمند باستانی «تنگ ارم» در نزديكی اين مكان در شهرستان دشتستان استان بوشهر است. دقيقاْ نمی‌دانم نحوه آشنایی ابوتراب خسروی با منطقه فارياب به چه صورت بوده و آيا نام اين مكان در كتاب می‌تواند دلايل ديگری هم داشته باشد يا نه ولی شواهد زيادی بر يكسان بودن اين دو مكان واقعی و داستانی گواهی می‌دهد.

كسانی كه از نزديك فارياب و رود جاری در آن مكان يا همان رودفارياب و محوطه باستانی تنگ ارم را در نزديكی آن ديده‌ باشند، دلايل اصلی نام بردن فارياب در اسفار كاتبان را می‌فهمند. فضای سرسبز حواشی رود و آبشار زيبای آن در دل كوهستانی خشك و سوزان بواقع همان معجزه قديس رمان اسفار كاتبان را بيادمان می‌آورد. آثار شهر بزرگ باستانی تمدن ساسانی در حومه شهر تنگ ارم و همين رود و آبادانی اطراف آن در دستان و قلم ابوتراب خسروی با هنرمندی شگرفی تبديل به مكانی داستانی گرديده كه تمام روح باستانی فارياب واقعی را در درون خود جای داده است بدون اينكه ذره‌ای از واقعيت ظاهری آن را در داستان ببينيم. تأثيرات محيط زيست و آثار باستانی فارياب در روايت هزارتوی اسفار كاتبان ريشه‌های عميق خود را داراست و نويسنده با روايتی بی‌نظير زمان و مكان داستانی خود را با عبور از لايه‌های تاريخ به زيبایی طبيعت شگفت انگيز رودفارياب به ما عرضه می‌كند. بخوبی می‌دانم قلم ابوتراب خسروی در اين رمان دارای ريشه‌های بيشمار ديگری است كه اشاره به آنها در تخصص من نيست ولی از نگاه يك عكاس اهل بوشهر ريشه‌يابی مكان فارياب در ذهن و قلم نويسنده از اهميت خاصی برخوردار بود.

متأسفانه امسال بدليل كم آبی آبشار زيبای رودفارياب خشك شده است، مسئله‌ای كه‌ در طول اين سالها سابقه نداشته است. شايد بمانند رمان اسفار كاتبان نيازمند قديسی هستيم كه دوباره معجزه كند و زندگی را به مردمان برگرداند.  

 

بدون ارتباط ۱ : عکاسانی که به اینجا سر می زنند حتما پست ۱۳ مرداد وبلاگ حسن سربخشیان را ببینند (جشنواره فیروزه). جشنواره متفاوتی است.

 

بدون ارتباط ۲ : تدریس نوع خاصی از عکاسی را برای جمع کوچکی از علاقمندان شروع کرده ام. اگر اهل قلم (شعر یا داستان) و یا عکاسی هستید که می خواهد تجربه جدیدی از ترکیب تصویر و نوشتار را شروع کند، ایمیل بزنید.

 

+ نوشته شده در  شانزدهم مرداد 1387ساعت   توسط اسماعیل جاشویی  | 

 
....